
دوخته شدهایم به هم با قلبهایی از جنس الماس... راه گریزی از این عشق نیست و بیمحابا عشق میورزم به همراهانم در این راه...
درِ چه مانی؟ به لطف آنان که با عرض پوزش درمان مالیدند نیست مانی💵 و با این عدم وجود بیمهی درست و درمان، جیب هموزن پر کاه و شرایطی که برایم ایجاد شده؛ من نهایتاً بتوانم پول داروهایم را بدهم...
ما گدا نیستیم که به کمک کسی نیاز داشته باشیم؛ همین که سد راه پول در آوردنمان از هنر نشوید کفایت میکند...

کاش مادربزرگ از بافتن کاموا برای زمستانی که به سر آمده دست بردارد... هیچ فکر کردید عدو سبب خیر میشود یعنی چه؟ رنج پایان ندارد و ترسیم بیکسی من به دست آینه و رسمالخط عدالتی که منصفانه به سراغ ما نیامد... وقتی از کل مملکت شاکی هستی؛ وقت آن است که به سراغ آن پیر راه بروی که نوک قله نشسته است و این تنها با فتح قله ممکن است... راستی این مکاتبات حتی اگر هنرمندانه نباشد، اسناد تاریخ است...
من سعی میکنم هر چند روز یک بار آثاری با سایز ۱۳ در ۱۸ مناسب چاپ روی تختهشاسی و یا تابلوی کوچیک رو توی فروشگاه اضافه کنم که قیمتشون کمه... این آثار هم باز به یه نفر فروخته میشه فقط و تنها فرقش با آثار سایز بزرگ که معمولا ماهی یکی دو تا هستن اینه که شناسنامه دیجیتالی ندارن...








