من همیشه با نفرین کردن مخالف بودم؛ یعنی حقیقتاً دلم نمیومد؛ ولی از یه جایی فکر کردم وقتی دست مردم به جایی بند نیست و قانون درست و حسابی برای مقابله با فساد و ظلم وجود نداره؛ شاید یکی از کارهایی که میشه کرد نفرین جمعی هست؛ نفرینی با قدرت و صدای رسا که همه با هم به‌سوی ستمگرها حواله کنن و واقعا باعث نابودی و بلا براشون بشه؛ تا جایی که دیگه کسی جرئت نکنه ستم کنه...

البته من باید بگم ندانم‌گرا هستم و نمی‌دونم چقدر این نفرین‌ها تاثیر داره؛ ولی فکر می‌کنم به‌جای فحش دادن بهتره ظالم‌ها رو به بی‌رحمانه‌ترین شکل نفرین کنید...

شاید عده‌ای خرده بگیرن که این کار بی‌رحمیه و یا چطوری دلتون میاد؛ ولی واقعاً حرف زدن از رحم در مورد کسانی که به مردم ظلم می‌کنن جز یه سخن احمقانه نیست...

ما قاتل و آدمکش و تروریست نیستیم که بریم با اسلحه سراغ کسی و دستمون رو به خون کسایی آلوده کنیم که حتی خالی کردن تیر تو مغزشون حروم کردن منابع هست؛ نتیجتا می‌سپریم به خدا، کائنات یا هر چیزی که اسمش رو میشه گذاشت: مرگ بر ستمگر... بلند بگو بیش باد...

اینکه این عکس کودکیم رو گذاشتم روی پروفایلم و پست ثابت هست، دلیلش اینه که زمزمه‌های هنر توی روحم حوالی همین سن و سال و تاریخ شنیده شده... من هنوزم همون بچه تنها هستم که دیوانه‌وار خلق می‌کنه و تنها چیزی که واقعا برام لذت‌بخشه تو این دنیا همین کاره...