مارمولکهای اقتصادی تازه به دوران رسیده بهاعتبار جنایتکارانی که فرزندان ما را جلوی گلوله هل دادهاند؛ برای قوه قضایی شاخ و شانه میکشند که ساعدینیا را پای میز محاکمه کشاند... هیچ؛ همین... نه... راستش را بخواهید این دوستان با کسی شوخی ندارند... مخصوصاً با تروریستهای اقتصادی... ضعف در تمامی دستگاهها وجود دارد؛ اما فقط کسی که مدارک همهجانبه علیه متهمان داشته باشد و ولکنش خراب باشد در بسیاری از پروندهها پای کار نیامده...
آفند چریکی ما تا اعماق تاریکخانههای فساد نفوذ میکند و آنجا یک مگس مکانیکی برای جمع آوری مدارک کافی است... موی دماغ فاسدان شدن هم همیشه بخشی از ماجرا است... رهایتان نمیکنیم... آبروی نداشتهتان در بازار حقجویان حراج خواهد شد... کاری میکنیم کسی جرئت نکند از فاسدان حمایت کند... ما ولکنمان خراب است...
از اروپا با گلولهی سرباز خودی سرباز مملکت را به کور کردن چشم تهدید میکردند و با چند دست به دست کردن اطلاعات دروغین بهدنبال حذف رقبای هنری بودند؛ رد ننگ این فرقهی ضدهنری تا ابد بر پیکر رپ فارسی جا خواهد ماند... فاندبگیران آتوآرشیوکن مدعی آزادی و انسانیت... تف بر پیکر نجس و کثافت شما هرزههای مصلوب بر صلیب آن مسیح قلابی که به گرای غلط بیگناهان را به دار مکافات آویختید... یک روزی یا در دادگاه محاکمه میشوید و یا به دست آزادگان به دست عدالت سپرده خواهید شد... لیست انتقام آنقدر طویل است که آدم نمیداند ابتدا به که بپردازد... این جنگ دیگر فقط فرهنگی نیست... حتی دشمنان باشکوهی نیستید شما خوکها... تف به گور خودتان و هر که از امثال شما دفاع میکند... کابوستان خواهند شد آنان که باید... تیغ حق بر گردنتان...
حرف میزنم و لال نمیشوم؛ بگو ● بگو و نترس از تهدید دشمنها در عیان و خفا در آرامش و خشم در صراحت و لفاف... هیچ راهی ندارند پس از آن چهار میخ که به تابوت نوکران دنیا کوبیدی... هفت قلعه که فتح نخواهند شد تا روز مشخص؛ و تو چه میدانی که من به چه دارم اشاره میکنم...
شش پر از دود و سرفهی خشک دیوانهای که بیش از شش بار ترک کرد نیکوتین را و باز چرخهی چسبناک وسواس دود و متدی که میداند و میتواند به ساعتی با آن ترک را تکرار کند در تکیه بر ترکهای دیواری که با تکیه بر آن و یادآوری خاطرات اشک را در آغوش میگیرد؛ اما همنظر است با آن پیرمرد ترک که گفت به خبرنگار: این مخلوق خدا است؛ تو از خدا بیشتر میفهمی؟




