نگین انگشتر حوریان منقش بر تحفهی بهشتی و سهوی که پس میزند تحفه را... گفتمت بکن زهرمار برایشان زندگی را نگفتمت که خود را اسیر زهد... آخ سهو آخ که چه غریبانه در خاک خودت سالها مجبورت کردند بهسان پناهندهها زندگی کنی و چه بیرحمانه هنوز هم دست از سر زندگیات برنداشتهاند...