بافت بر پیکر شب هذیان‌هایش را به‌سان قالی دستباف ایرانی که پشت هنرمندان پاریس‌نشین هم در می‌آیند... بالا خواه اساتید باشند خواه بی‌سوادان چپاول‌گر این پایین و روی فرش خیال همه چیز مرتب و منظم است و نیاز نیست کسی از کسی آتو بگیرد؛ زیرا همه چیز حول محور مهر و وفا می‌چرخد‌‌‌‌‌... می‌دانم برای تو که در مقابل خانواده‌ات هم به دنبال منافع شخصی هستی این حرف‌ها غیرممکن به‌نظر می‌رسد... تو را با آن آینه‌ی غبارآلود قدی ته انباری تنها می‌گذارم؛ شاید با خود در آینه به خود بیایی... نیامدی هم خیالی نیست؛ به‌وقتش با ترازوی عدالت به خود می‌آورندت...