جواب خیلی از چراها این روزها پول ندارمه؛ اینم برای خیلی از اون اشخاص قابلباور نیست؛ چون من کلاً همیشه آبروداری کردم و نذاشتم حتی اونی که تهمونده پولم رو بهش دادم بفهمه یه جاهایی تاکسی نگرفتم و پیاده رفتم مسیر رو تا به نیازمند نه نگم... ولی خیلی از همونا بعداً وقتی دیدن سودی براشون ندارم، گذاشتن تو کاسم... بماند؛ حقیقت من عیانه؛ نامردی نامردا هم همیشه مخفی نمیمونه... من این دسته رو هیچوقت نفرین نکردم؛ خلاصه خواستم بگم نفرین من رو به سوی ظالما هست همیشه؛ ولی شما دزدای اعتماد واقعاً موجودات کثیفی هستید متاسفانه...
با ظالم سر سازش گل به خودیه... وقتی بهت زور میگن و دارن آسیب میزنن تنها یه راه میمونه فریاد اعترض؛ تو اگه کوچکترین آه و نالهای کنی و کوچکترین ضعفی ازت ببینه ظالم خوشش میاد؛ چون قصدش زمین زدن توئه... نتیجتاً مشتت رو بکوب تو سینهی ظلم ظالم ولو به استعاره ولو به کلام ولو به نماد... ظالم درکی از انسانیت نداره؛ پس مدارا و سازش باهاش گل به خودیه... مرگ بر ستمگر... بگو بیش باد... فانوس خیال به روغن سوختهی ظلم نمیسوزد؛ باشد که به کرختی همین دست چپ و موهای سفید در لوج جوانی و ضعف اعصاب و تحمیل هزاران فشار بر نواحی آسیبدیده؛ غلظت نفرینمان چونان آتشی به خرمنتان بیندازد که تا ابد بدوید ولی نتوانید آن را خاموش کنید... نفرین ابدی و مرگ و بلا و بیماری و عذاب بر هر آنکس که به این ملت صبور ستم روا داشت و حقشان را خورد... نوشتم که لال از دنیا نروم...
فشار دشمن روی منه با تمام ابزاراش...
سم لازم نیست برای کشتن کسی که میدونی یه ماده براش ضرر داره و هی توی غذاش میریزی؛ با سر سنگین و معدهدرد دارم مینویسم... اونجایی که من صاف وایسادم خدا هم میومد میایستاد پاهاش شل میشد میافتاد... استعارهست گیر نده داری کفر میگی... غذا تابلوی رو دیوار نیست که ازش رد بشی؛ وقتی وارد بدنت شد میتونه جونت رو بالا بیاره تا دفع بشه... با آزار بیگناه فحش و نفرین برای مردگان خود نخرید...





