گاهی فکر میکنم یه سری این حجم از توهم رو چطور حمل میکنن؟ چون همه ما تا حدی دچار توهماتی هستیم؛ ولی بعضیا با اینکه واقعاً چیزی مصرف نمیکنن؛ مثل معتادهای به مواد مخدر صنعتی و توهمزا یه توهماتی دارن که من بعید میدونم اگر یه آدم عادی داشته باشه بتونه به زندگی خودش بدون مشکل ادامه بده و بقاش تهدید میشه...
یه عزیزی گفته بود؛ یه محتوای آموزشی که مشکلی واقعی رو حل میکنه تولید کن و برای فروش بذار... راستش از این غمگینم که هنوز اکثریت جامعه ایرانی برای آثار هنری ارزش مادی قائل نیستن با اینکه ارزش معنوی بسیار زیادی گاهی قائلن... نتیجتاً هنوز هنرمند مستقل باید برای امرار معاش به فعالیت اقتصادی فکر کنه... این در حالیه که خیلی از شعرای کلاسیک حتی با صله گرفتن گذران زندگی میکردن... ولی من قسط زیر ده میلیون این ماهم بنا بر شرایط روی دستم مونده... غر نیست؛ بیان رنج هنرمند مستقلی هست که تمام زندگیش رو وقف هنرش کرده...

مادر میگوید: نفرین نکن؛ گناه دارند؛ تو که اینقدر بیرحم نبودی...
میگویم: آنهایی که در این سالها مورد ستم این ملاعین واقع شدند گناه نداشتند؟ پس به حق تمامی مظلومان این عالم امیدوارم یکجا به درک بروند... مرگ بر ستمگر... مرگ بر ستمگر... بگو بیشباد... آوار بلا بر سرشان... مرگی دردناک برایشان آرزو میکنم... بدنامی ابدی و رسوایی و ذلالت بر هر آنکه به این مردم صبور ستم کرد...

















