آتش به اختیار خود گشودم سمت خودم ابتدا بهسان لاتهایی که قبل از دعوا یک ضربه به خود میزنند؛ لطمه، لطمه، لطمه و بعد زدم در دل صهیون... آزار ما به رسم خونِ در رگهایمان بخشی از آیین آن ملاعین است؛ تو چرا پسرعمو؟ تو چرا پسرعمو؟ تو چرا پسرعمو جان...
هم دقیقتر عمل خواهد شد؛ هم نزدیکتر خواهیم شد؛ هم آنچه نظم نوین خطاب میشود با یک عملیات چریکی به گسترهی گیتی تبدیل به گاف پایانی نظام سلطه خواهد بود... ۲۰۱۲ قرار بود دنیا تمام شود؛ تب و مرگ و قبض و بسط و یخ و آتش و این و آن نه این پایان هذیانهای ممتد این مادر داغدار خواهد بود؛ چه سهوی باشد چه سهوی نباشد؛ آخرین سرباز جنگ نرم بپا خواهد کرد آخرین آتش را و در جواب مافوق نفوذیاش خواهد گفت: ببخشید دستم خورد...
بنده در هیچ بستری به کسی پیام نمیدم؛ جز مواردی که شخصیت حقیقیم برای طرف مقابل کاملاً قابل احراز باشه و یا کاری در روند اتفاقات رسمی داشته باشم... حالا دوستام و فامیل و آشناها که در ارتباطیم که مشخصه؛ در مورد موارد دیگه صحبت میکنم... تنها راه ارتباطی برای افراد غیرنزدیک با بنده ایمیل هست... که در پایین وبلاگ قابل مشاهده هست...



