تحرکات مشکوک، از چشمهای همیشهبیدارِ رصدگرانِ لایههای میانی اقتصاد ایران پنهان نمیماند؛ آنجا، در نهانِ کوهِ جنازههای تروریستهای اقتصادی، ملوسکهای مستتر آرام میخزند... و هیچکس، هیچگاه، آنها را نمیبیند...
من بسیاری از این سامانهها و کارشناسان اونها رو دارای صلاحیت نمیدونم؛ ولی ببین ما با اینهمه سال رنج و بدبختی و مشقت کارمون گیر کیا افتاده...
روزی که پس از فراخوان سیا برای جذب جاسوس از ایران مطالبی خطاب به چند اکانت توییتر منتسب به دولت آمریکا با مضمون بسیج کردن رپرهای مستقل ایالات متحده برای عملیات گسترده رسانهای-هنری علیه دولت ترامپ منتشر کردم... عدهای تصور کردند جوگیر شدهام... بارها با نشانههایی روشن از حضورمان در نزدیکی ترامپ و خانوادهاش و ایلان ماسک پردهبرداری کردیم... بصیرذهنان خوب نکتهها را گرفتند... اما گویا آقای ترامپ آنقدر در توهماتش غرق شده که هیچ حواسش به دور و برش نیست...
اما موضوع از چه قرار است؟
در ۲۱ جولای ۲۰۲۶ ساعت ۲:۰۵ بامداد بهوقت تهران بنده مجموعهای گرافیکی با عنوان آبنباترحم منتشر کردم... مانند باقی مجموعهها طبیعتاً مخاطبان اندکم مجموعه را نظاره کردند و عبور کردند...
اما آنچه اتفاق افتاد مربوط به نشست خبری ترامپ در عصر همان روز در ساعت ۱۸:۴۵ به وقت تهران بود که گفت:
“Young kids, they kill them. They kill them like they’re candy.”
«بچههای جوان، آنها را میکشند. آنها را مثل آبنبات میکشند.»
جملاتی که ساعتها پیش از بیان شدن در قالب یک اثر هنری انتزاعی مورد اشاره قرار گرفت...
باشد که این هشدار را جدی بگیرید و از تلاشهای مذبوحانه دست بردارید...
و اما برای آقای قالیباف که رپرهای آنوری را مقابل رپرهای اینوری که ما هنوز نمیدانیم چه کسانی مورداشاره بود قرار دادند...
بسیاری از رپرهای آنوری همپیمانان چریکهای فرهنگی هستند و برادران ما در ملتی دیگر...
بهتر است به اموری که در آن تخصص ندارید ورود نکنید...
بعد تا صبح نگهبانی دادن با اون وضع معده درد دیشب دو ساعت اومدم بخوابم؛ مامان رفت بیرون خرید؛ بابا با چه وضعیتی بیدارم کرد و همون توهمات همیشگیش از اتفاقاتی که وجود خارجی نداره بیان کرد... خدا ذلیل کنه کسی رو که من رو با این بیماری و پدری که آلزایمر داره درگیر روند قضایی کرده؛ تروریست جاسوس اسرائیل... به حق همون بیگناهایی که این مدت با این رانتخواری و دزدی امثال تو زندگیشون نابود شد و یا شهید شدن؛ خدا طوری بیآبروت کنه که تا ابد نتونی سر بلند کنی... ملعون؛ خدا لعنتت کنه؛ خدا لعنتت کنه؛ خدا لعنتت کنه؛ بیماری و بلا و رنج و درد بر سر تا پای تو و امثال تو... اینو بدون من هر رنجی متحمل بشم یه نفرین به تو حواله میکنم... هم پولمو خوردی؛ هم تو همچین شرایط مشابهی که افتاده بودم تو بستر یه طوری تشویش اذهان کردی که منی که تمام زندگیم پاک زندگی کردم رو گناهکار جلوه بدی؛ در حالی که تمام کسب و کار خودت روی یه تخلف آشکار و نقض قانون بنا نهاده شده بود و معلوم نیست حق چند نفر مثل من رو تبدیل به رشوه کردی و دادی به این ادارات و شرکتها که زیرمیزی رد کردن... خدا جای حق نشسته؛ یکی بالاخره مثل من پیدا شد که تا بررسی قراردادها و تا شکایت از وزارتخونه تو این روند پیش بره دست شما رو بشه... آبروتون رو میبریم...
سال ۹۱ کارت معافی کفالت من اومد... یه بخشی از کارت معافیت متنی نوشته شده با این مضمون که این کارت فقط در زمان صلح اعتبار داره... پیام مشخص بود؛ ما همیشه تو جنگ فرهنگی بودیم و هستیم و خواهیم بود... نتیجتاً سربازی این بچه مادامالعمریه...


