جولان مورچههای مکانیکی بر میز شام و شام آخر در انعکاس تصویر ماه... درخواست تسریع رسیدگی و آنکه به سهم غیرمنصفانه خود هم راضی نبود و به کین مترصد به خالی کردن زیر پای سرباز بی جیره و مواجب خودی، همدست دزدهای سازمانی شد... جنگ او با من که حنگی تمدنی بهسبب خون در رگهایم است؛ بماند... ولی فارغ از هر چیزی سخت است اتهام بی پایه و اساس برای سربازی که تمام عمر با پاکدستی زیسته و خیانتکار در حق صاحب این تابلو که خیلی تابلو است؛ جز خود او که در ظاهر اقدام کرده کیست؟ این چهار ضلع در کدام نقطه از هم میپاشند و در اتاقهای تاریک پر از بوی گند فساد اداری بالاخره کدام پاکدستی میزند زیر و میگوید: ...
به رقص نیست احقاق حق پس از کشف حقیقت که تراز عدالت به بررسی چندلایه و موازی میسر میشود؛ باید برخاست به منظور سرکوب فساد و ظلم که حجت تمام شده پس از آن فرمان آخر و ما دیگر با هیچ کسی در مسئلهی احقاق حق مظلومین و در هم کوبیدن هیبت ظلم آنان که به ارعاب چنگ میاندازند برای منصرف کردن مظلومین از پیگیری حق خود...




