شکر که رد بطلان بر ثالث کذب زده شد؛ شکر که شور ما برای ادامهی این جنون حفظ شد و ساعت شنی سر جایش است و آن ساعت شنی شکسته که به نمایش گذاشته شد یک رندانگی به رسم جناب بهلول بود و بود و نبود کاخ ظلم ویران میشود به این نامتقارن حمله کردنها... روزی که بشود ابعاد پنهان رشادتهای سربازان نونیم در این مسیر را بیان کرد هزاران جلد کتاب به قطر المیزان خواهیم داشت... پنج پر بر سطح برکهای که بربرها را حول محور عشق چرخاند شناور است و میآید از راه آنکه باید... یا رب این بار تو قلم بچرخان...
نوشته بود ولی من هنوز چشمانتظار یک معجزه هستم... نمیدانست معجزه حضور خودش در این نقطه است... اما این را آنها فهمیدند و برای تغییر دادن مسیرش تلاش کردند... در برهههایی موفق نیز بودند... بیباک تهدید میکرد قماربازها را بهسان سپهبد سلیمانی و میان جماعتی که فکر میکردند تهاجم فرهنگی و پروپاگاندا در هر حالتی اعمالی منفی هستند؛ ترکیب چریکهای فرهنگی ایران را از زبان جاری کرد... حمل دارت لازم نبود که به نگاهی منهدم میکرد بدخواهان پیکره را...
صورت مسئله سرخ است از سیلی فاسدان بهظاهر قدرتمندی که نمیدانند دستی بالاتر از دست قدرت مطلق نیست... اما مسئله این است که مسئله ایجاد میکنیم برای هر که برای مردم مسئله ایجاد کند... قاطع میچرخد قلم بهاعتبار ایمان واقعی به همان قدرت مطلق... مستقیم سینه سپر کردهام؛ مثل شما فاسدان نیستم که وجود نشان دادن خود را ندارید...




