صبح تا الآن هیچی نخوردم نمیتونم رو پام وایسم؛ میگه برو بار دست مامان رو بگیر... مرد مغزت خرابه؛ جسمت که سالمه برو یه باری از دوش ما بردار... اینو هم نمیگفتم پاره میشدم از پر بودن دلم... ادبیاتم در قبال پدرم و یه بزرگتر و آدم بیمار درست نیست؛ ولی هنوزم داد میزنه پایین بیام... سلامتیش حفظ بشه؛ جسمش ده برابر من سالمتره بزنم به تخته؛ دست به سیاه سفید نمیزنه... خدایا...