دکمه‌های دونیت رو برگردوندم؛ تو کتم نرفت فرهنگسازی دونیت رو متوقف کنم... فقط راه من نیست که بخوام مغرورانه به قضیه نگاه کنم... این پلن‌های درآمدی برای تمام بچه‌های هنرمند و وبلاگ‌نویس و ... باید در نظر گرفته بشه... سال‌ها تلاش شد استریم موسیقی و ویدیوها جا بیفته و تا حدود زیادی هم موفقیت‌آمیز بود... بچه‌های طراح و نویسنده و ... هم که تمام زندگی‌شون رو به هنر اختصاص دادن و دارن کار فرهنگی می‌کنن و از جایی بودجه نمی‌گیرن و مستقل هستن هم حقیقتا انسانن و با فتوسنتز ادامه حیات نمی‌دن... راستش هم گلایه دارم و هم دلم پره... ما امیدی به حاکمان نداریم؛ ولی تعداد افرادی که روی فرهنگ سرمایه‌گذاری کنن خیلی کمه... چون فرهنگ قرار نیست آورد مالی و مادی داشته باشه و آورد معنوی داره فقط..‌. کدوم آدم پولداری این وسط حالا اصلاً دغدغه فرهنگ داره... یادتون باشه؛ در تاریخ خیلی از هنرمندان به‌خاطر همین نبود پول در زندگی‌شون تصمیمات اشتباهی گرفتن که یه جامعه‌ای از هنردوستان رو سوگوار کردن... واقعاً خیلیا حتی حاضر نیستن یک ساعت جای ما زندگی کنن... این رو به شرافتم حاضرم قسم بخورم... شریف زندگی کردن توی این بستر مستلزم رعایت خیلی از اصوله که حتی باید به خیلی از اون لقمه‌های آماده نه بگی... از طرفی ماهایی که همیشه راه و کارمون پاک بود مثل اون پیراهن سفیدی هستیم که با کوچکترین چیزی لک برمی‌داره... و الا چه پولایی خورده شد و چه جرمایی که با یه امضا حل شد... هر چقدر هم سرت تو کار خودت باشه و بخوای راه خودتو بری؛ موجودات پلیدی وجود دارن که روی حیثیتت برچسب بکوبن... این متن رو بخوام ادامه بدم تا صبح قیامت حرف دارم... ولی حق جوون ایرانی و هنرمند ایرانی این نبود... بعضیاتونم خیلی عزیزید ولی به همون میزان عزیز بودن بی‌معرفتید..‌. ♥️