مادرجون طبق شناسنامه ۱۰۱ سال عمر کرد و تقریباً تا اواخر عمر کاملا سرحال بود و حواسش سر جاش... امروز رفتیم مزارش رو شستیم و به زبون ساده خودم باهاش حرف زدم... هروقت می‌رفتم پیشش بغلم می‌کرد و می‌بوسید منو و همیشه خبرم رو می‌گرفت اگر نبودم...  تنها ناراحتیم این روزها اینه که چرا وقتی در قید حیات بود بیشتر باهاش وقت نگذروندم... نور به مزارت بباره مادرجون... نکته جالب اینه که طبق بعضی گفته‌ها سن دقیق مادرجون ۱۰۸ سال بود؛ چون اون قدیما شناسنامه‌ها دقیق نبود گویا...