دانشجوی بی‌دانش تکروی بی تکاور تاندون در رفته در تکاپوی پر کردن جیب با حق مظلومین... دو سوی کلام به رقص واژه‌ها سوگند یاد می‌کنند و به‌قول یکی از پسرعموهایم حق گرفتنی است و به‌قول پسرعموی دیگرم آنچه از ما ستانده شده را باز پس می‌گیریم؛ نشد؟ به‌زور می‌ستانیم... نشد؟ به همان میزان بر ظالمان خسارت وارد می‌کنیم تا هیچ گردن‌کشی باقی نماند که جرئت این را پیدا کند بنا بر جیب پر پولش به مظلومی ستم کند‌ و جراحت بیشتر و هویت اقتصادی‌اش وارد کند... و اما ما مستضعف نیستیم؛ ما موظفیم برادر موظف...