به ما به دیده‌ی شک می‌نگری؟ ما که تمام عمر خویش را در راه فرهنگ وقف کرده‌ایم؟ بزم ملائک بر مدار حریم سرخ را بنگر... نه پر افتاده بر خاک را بنگر... پر دهم سال‌ها پیش در گستره‌ی تاریخ جا مانده... و تو چه می‌دانی پسر خلف نوح میان این ملاعین بودن چیست؟ سام هرچند سر تعظیم فرود می‌آورد جلوی امتداد این شجره اما خاشع باش در مدار سهو که ما همگی آغشته به آن اتفاق اول و سیب ممنوعه هستیم... هیس؛ اینجا کسی در دل شب خفته که عزیز دل عزیز مملکت است... هیس؛ صدایت را بالا نبر... هیس؛ هیس؛ هیس... حریم سرخ همان نه این‌وری و نه‌ آن‌وری بود؛ چون این‌وری و آن‌وری را با  نقطه‌ای که او ایستاده می‌سنجند... هیس... احترام حریم خون را نگه دار فرزندم که این سرخ آن سرخ اهالی شوروی و انجمن‌های مخفی آن ساختار نیست... تشنه‌لب بخوان حدیث سرخ را که دیوانه‌ای در این حوالی به نوای سوز بی‌محابا شعر می‌خواند و اشک می‌ریزد...