سالها هم کار جز هنر کردم؛ هم حقجو بودم؛ هم به هنر پرداختم تو تاریکی شبهام... سالها رنج کشیدم؛ دود چراغ خوردم؛ سالها زحمت و تلاش و تکاپو... با حسرت به خیلی از خواستههام پیغام صبر دادم... گفتم الان وقتش نیست... سالها لنگ بودم تا بالاخره چرخش چرخید و یکم افتادم تو مسیر درآمد درست؛ نذاشتن از شوق رسیدن لذت ببرم تا یکم چرخ چرخید چوب لاش گذاشتن... شما دیگه چه موجودات رزلی هستید واقعاً؛ چه نونی خوردید انقدر بیهویت و بیتعصب و بیغیرتید؟ آها نون جاسوسی؟ در عجبم شما بخوای یه آتلیه بزنی کلی نظارت میشه گاهی که خدای نکرده چشم نامحرمی به عکس خانمی نیفته؛ اینکه احقاق میشه یا نه رو کاری ندارم... چطور ممکنه شخصی که مسئله امنیتی داره اجازه پیدا میکنه به اطلاعات حساس مردم دسترسی پیدا کنه؟ حالا من رفتم بابت این مسئله پیگیری کردم موردا رو یافتم؛ ملت میرن بنا بر مجوز و ... طرف، اطلاعاتشون رو وارد میکنن اونجا... چیکار دارید میکنید دقیقاً با امنیت اطلاعات مردم؟
