من پایبندی به تفکر و اندیشه رو می‌فهمم؛ پایبندی به خاک هم می‌فهمم؛ یعنی تفکر یا خاک و یا اولویت یکی بر دیگری برام معنا نداره... تفکر خاک رو می‌سازه و فقط با عرق ملی به‌تنهایی نمیشه خاک رو حفظ کرد و ساخت... نتیجتاً من تفکر سازنده رو دارم و در قبالش حتی ممکنه برای اشاعه اون بدون اعمال زور و تعدی به حق دیگران اقداماتی هم بکنم؛ به تعبیر لاتی هم تعصب خاکم رو می‌کشم؛ چون خونمه و خب خونه حریمه و طبیعتاً نگاه چپ بشه دست به ماشه خواهد کرد من رو... کسی که صرفاً نگاه ملی داره فرقی با اونی که فقط نگاه اندیشه‌محور داره نداره... چون مادامی که یکی از این دو رو اولویت بدی توی اولین فشار یکی رو فدای اون می‌کنی... ولی اینا مکمل هم هستن... تو باید خونه خودت رو امن و خالی از تنش کنی و آسایش رو فراهم کنی که بتونی اون تفکر رو رشد بدی؛ همون تفکری که در مرحله قبل حافظ خونه بوده... حالا وقتی خونه یخچالش خالیه، پر از تنش و دعواست، ناامنه و امثالهم دیگه رشد تفکر ممکن نیست... نتیجتاً خاک و تفکر مکمل هم هستن نه برداشتن یکیشون ممکنه نه اولویت دادن یکی بر دیگری... بنا بر نگاه ملی باشه من از خیلی از ملی‌گراها ملی‌گراترم و اگر بنا بر نگاه فرهنگی و اندیشه‌محور دلسوزتر از خیلی از مدعیان این مسائل...