ما رسیدیم از یه راه پر حادثه پر ریسک
که حتی فکرشم در حد هاضمه تو نیست
یاس - لال
هر وقت بعد گذروندن یه دوره ترومای بد که با یه سری آدم خطرناک دوباره دست به یقه میشم؛ یکهو تمام آدمایی که سال به دوازده ما نمیپرسن زندهای یا مرده سر و کلهشون پیدا میشه و بهطور اتفاقی دلشون واسم تنگ میشه... با عرض پوزش و احترام دیگه اسامی تمام این افراد بدون کم و کاست تقدیم مقامات قضایی و در صورت لزوم امنیتی خواهد شد... من ته این ماجرا مرگمم باشه تا آخر برای حقوق خودم و مردم ایستادم...
دیگه گذشت اون زمان که مافیای قمار و ... بخوان ارازل و اوباش بریزن دورم و با ترسوندن من برن بعد شواهد رو طوری تغییر بدن که انگار من کاری کردم که میترسم... نه من از شما جنایتکاران که به هیچ چیزی پایبند نیستید و تا اسلحه پیش رفتید میترسم؛ نه از قانون... یکی دوتام نیستید که؛ من یه نفرم با بدن بیمار و شما گلهای از مجرمین و جنایتکاران...
