خنجر کین شبزندهدارنمای ساکن روز بر پیکر سهو سالهاست آزارش میدهد؛ اما گویا امروز دیگر باید کار را یکسره کرد و به گور سپرد آن شاهین قلابی ننگ بر نام شریف نجف را... سوسک لهشده زیر پای برادرانم امروز وقاحت را به سر حد نهایت رسانده و به آزارهای جنسی و خیانت و هزار کثافتکاری دیگر افتخار هم میکند... گردن او بهزودی به دست آنان که باید شکسته خواهد شد... و این امر در صورت حضور یا عدم حضور من در این عالم خاکی در هر حال محقق خواهد شد... خواب آرام پس از این اتفاقات آرزوی توی یه لا قبای دوزاری رزل خواهد بود؛ تا روزی که با بیآبرویی تمام به زبالهدان گورستان تاریخ سپرده شوی... تف به تو و آن که بالاخواه تو در میآید؛ چه اوباشی کف ایران باشد؛ چه سازمانی جاسوسی در آنسوی مرزها... از اعلام آخر دیگر ماجرا صرفاً جنگ هنری و فرهنگی نیست و قرار است واقعا بالا سرت حاضر شویم... خداناباور کجمغز فیلسوفنما وصیتنامهات را سریعاً بنویس... راستی گفته بودی لامپ ۱۰۰؟ خواهیم دید چه خواهد شد بهقول ارباب ملعون بهسان خودت...

