گرای غلط در آموزش پیگیریها؛ تلویزیون شکسته؛ رفتار مشکوک پرداختکننده؛ مسدودسازی درگاه و نگه داشتن پول؛ درگیر کردن با روند قضایی بدون وجود هیچگونه حکمی؛ رخنمایی دوباره افراد ناامن؛ آزارهای میدانی موتورسواران، مستاجری که اجاره را به زور میدهد؛ پرستوها؛ تهدیدها؛ فریبها، حضور نام دشمنان قسمخورده در پروندهها و تمام آنچه از انتهای ۱۴۰۳ اوج گرفت تکههای پازلی است که قصد انهدام هنرمند دستتنها و بیکس را داشت؛ آن هم در شرایطی که بهخاطر بیماری پدرش بیشترین همدلی و کمک را میخواست... ای راز پنهان در مویرگهای این پیکره؛ یاسر؛ لالگونه بخوان بهقصد انهدامشان که برادرت بد خسته است... بخوان قربان حنجرهی خستهات شود سهو... دیدبانی از اوج کافی است... بخوان... بخوان که تراز این ترازو محتاج حضور آبروی هنر ایران در اتمسفر هنر اصیل است...

