در مسیر تضعیف این فرقه‌ تروریستی آشکار شدن بخشی از عملیات اجتناب‌ناپذیر بود... درواقع بخشی از آن ذات عملیات انهدام است و بخشی مربوط به اینکه بالاخره بودند افرادی در این میان که با مطلع کردن آنان از خطر کمی هوشیارترشان کنند... از این رو این فرقه تروریستی در سال‌های اخیر با کارهایی که در عمل غیرمنطقی بود دست به افشای کنترل شده زد... مثلا آن رپر دوم به‌طور علنی در یکی از دیس‌هایش به پوری می‌گوید: وسط کاسبی وقت ما رو گرفتی... یا همان مجموعه عشق از رپر اول فرقه که نمادهایی از سرمایه‌داری و ابتذال را به نمایش می‌گذارد  آن هم پس از آن همه خون ریخته شده در جنبش مهسا امینی... نمونه‌هایی از متد افشای کنترل شده بود که وقتی تمام آنچه باید عیان شود عیان شد، از ضرب آسیبی که به آنان وارد می‌شود کم کنند... این‌طور ذهن مخاطب (مخصوصاً مخاطب‌های خودشان) در ناخودآگاهش کمی بیشتر از آنچه باید به این فرقه حق می‌دهد... رپر اول فرقه در ماجرای جنگ ۱۲ روزه هم حتی پس از سکوت با یک توییت تتلو‌گونه به مخاطبان و مردم توهین کرد... آن ملاعین خوب می‌دانستند به‌زودی دست‌شان رو می‌شود؛ فقط دست و پا می‌زدند که پس از رو شدن دست‌شان آسیب کمتری ببینند...