سهو

🫆 آتوظن...

سهو 2 ساعت پیش

فقط خدا می‌داند چه آتویی از آن زنان داشتید که مجبورشان می‌کردید در حالی که متاهل هستند؛ وقتی راه‌های مختلف را برای دسترسی به خودم مسدود می‌کردم ایمیل من را می‌یافتند و آن را برای ارتباط گرفتن سوراخ می‌کردند با بهانه‌هایی نظیر دلم تنگ شده و کسی مثل تو نیافتم و ... مگر من برد پیت بودم که زنی پس از هفت سال همین اواخر به من ایمیل زد و با اینکه چند بار تاکید کردم در رابطه هستم با وقاحت درخواستش را تکرار می‌کرد... البته من این را نه صرفاً وقاحت او که نوعی از ماموریت حداقل برای مشغول کردن خودم می‌دیدم... آنقدر این متد نخ‌نما شده است که دیگر واقعاً مسخره به‌نظر می‌آید... خدا می‌داند چند نفر را با این روش‌ها نابود کردید... مگر می‌شود یک زن یا دختر انقدر غرورش را بی‌دلیل زیر پا گذاشته و به مردی التماس کند؟ خوب بودن من؟ جایگاه خاصی؟ خیر؛ این همان چیزی است که هم من می‌دانم چه معنایی دارد و هم شما... نه‌تنها در این شرایط و کار که حتی زمانی که برای درآمدزایی طراحی سایت می‌کردم هم مشتری‌هایی که به‌ظاهر برای کار سمتم می‌آمدند با رفتارهای ناپسند کاری می‌کردند دست بکشم از کار و پروژه‌ها را کنسل کنم... این بخشی از ماجراهایی بود که حتی اجازه ندادید راحت و بی‌دردسر کار کنم و باعث شد به همه مشکوک شوم... وقتی می‌گویم؛ ک*ک* یک فحش نثارتان نکرده‌ام بلکه ذات پلیدتان را به‌نمایش گذاشته‌ام... بخشی که مربوط به آن فرقه تروریستی بود و بخش مهمی از آن پت*اره که لحظه‌ای اوباشش دست از سرم بر نداشتند... ابعاد دارک‌تر این آتوبازی‌ها و اتهام‌زنی‌ها و ضربه‌های مختلف به زندگی من و باقی هنرمندان را در بخش‌های مختلف بیان خواهم کرد... فقط این‌بار خود را با این روش کثیف خسته نکنید؛ زیرا من اگر در گذشته هم تا جایی پا به پای آنان می‌رفتم برای کشف متدها و حقائقی بود که امروز بتوانم علیه‌تان قلم بچرخانم... امنیت ارتباطی با آن خانم‌ها و حفظ حریم خصوصی آنان برایم اولویت دارد؛ ولی شما واقعا بی‌هویت؛ کثیف و بی‌بته هستید... لعنت ازلی و ابدی بر شما حرامی‌ها... مرگ بر وجود نحس‌تان... تف به گورتان پس از مرگ بی‌ناموس‌ها... شما حتی فردی را که به‌عنوان دوست مهمانش بودم را داشتید برای اتک حیثیتی به من ترغیب می‌کردید که با هوشیاری او و کنار هم قرار دادن قرائن نسبت به آن آگاه شدیم... شما هرزه‌ها به دنبال اتک توپاکی به کسی بودید که بادی‌کانت او به‌سان خدا واحد است... رقص قلم گر به زهر بچرخد عیان‌تر بیان خواهم کرد... الآن ولی آبروداری می‌کنم...