خار بود رویید یا جوانههای خارشده بهدست فاسدان؟ مار بود دیدیم در خواب یا کرم صلحجوی خیال؟ اشک در آخور بود یا آب در کوزه؟ بدوید سمت بینهایت که ما نداریم شوخی با اهل رشوه... رشته رشته رعش بافتند به گیسوی یار تا تضعیف کنند روحیهی جنگجوی اول را... دست کشید جنگجو حتی از عشق؛ اما تکاپو برای احقاق حق را رها نکرد در میان این ملاعین ریشبلند بیریشهی داعشمسلک... اف بر شما بیهویتها باد... اف بر شما باد که آتش افتاده بر خرمن ما را کتمان کردید... لعنت ازلی و ابدی بر شما باد... خاک بر چشمتان... جانتان تا خرتلاق در عذاب... لعنت لعنت لعنت به شما که لکنت هدیه کردید به مظلومان... نفرین بر بنیان وجودتان... موجودیت شما ملاعین همپیاله ابلیس از تزلزل تا انهدام با زجر همراه باشد... رعش رعب عزا... تخمین آینده در بلا... کسرِ وهم از خفا و باقی ماجرا... ما دیگر هذیان به مرکب بیدوات نمیزنیم... هذیان صادر میکنیم به آنسوی مرزهای خیال...


