یک تصویر دروغین چرک نشانمان دادند و گفتند این زندگیست... ذرهذره آب شدیم؛ هر بیهویتی از راه رسید حقمان را خورد... گردنکلفتی کرد... آزار داد... مدارا کردیم مدارا کردیم مدارا کردیم... امروز خونتان را در لیوان بریزم و سر بکشم آرام نمیگیرم... تف و اف بر اصل و فرع هر که حق ما را پایمال کرد... نفرین و درد و بلا و رنج و رعش و عذاب بر وجود خودتان و عزیزانتان... لعنت ابدی خداوند بر شما باد... آنچه به ناحق ستانید به حق تمام ستمدیدگان از چشمهایتان بالا بیاورید... مرگی پر درد و پررنج و بدون آبرو رو برایتان آرزومندم... کوفتتان باد حق ما... لعنت ازلی و ابدی بر شما... مرگ بر سلولهای بدنتان... مرگ بر اعماق روحتان... زبالهدان تاریخ باد جایگاهتان... مرگ بر ستمگر... مرگ بر تضییعکننده حق ما... مرگ بر وجودتان... کاخ ظلمتان ویران... مرگ بر ستمگر دوصدبار... مشکل میسازند که کوتاه بیایی... زهر واژهها بیشتر خواهد شد... تف به روی چرک و پلیدتان... مرگ بر شما... مرگ بر شما... مرگ بر بنیانهای وجودتان... رعش بر جان و جان در عذاب بمانید تا ابد... مرگ بر ستمگر...


