حیاط خلوت حیات و چشمهای آلوده به خواب وهم و زندان ذهن بیمار ما بیکسان در منحنی تکرار... تکریت تا دیترویت و بیروت تا نیویورک فاصله بسیار است...
- هی سهو چه میگویی باز؟
- هذ...
- یان؟
- چه بگویم تو خود میدانی و میپرسی...
- دارد کلیشه میشود اما این هذیانها؛ نه؟
رب راه حق نشان میدهند و عبد ابلیس به خطا تمایل مستقیم دارد... حال بردار پس بردار میکشند در این بوم مکتوم... میگویم هنر و ریاضی و میگوید مگر هنرمند مهندس میشود؟ احمقانههایشان را در حد و مرز خفیف مغروق بودنها تعریف کردهاند... مغروق مکاتب... مغروق علوم... حتی بدتر مغروق جهل مرکب...


