خلق شد بستری نو؛ گفتمانی نو؛ بیانی نو؛ سبکی نو و قد کشید کتابخانه سمت آسمان انتزاع... سهو بود و جهانی فارغ از واقعیت ولی اشباع از حقیقیت... تپهها نعره کشیدند و داد و ستد هستی ضد حقجویی بازار ساخت...
اندیشه سر خورد سمت سر خردشده از فشارها؛ زنگ میزدند و پاسخگو نبود؛ زیرا اعتماد نداشت... زیرا بارها صداهای تقطیع شده و دروغین بزرگترینها را به فنا داد... این بچه گربه نابلد که جای خود دارد...
آنها با یک عکس دروغین یک کشور را به جنگ داخلی کشاندند... حال آنان که مثل عوام فکر میکنند و هر روز به سمت بادی متمایلند به اندیشمندان خرده میگیرند که نه ببینید فلان و بیسار...


