سما وات است ولتاژ برق نور سهو؛ دقیقا به وسعت آسمان... صدر مینشیند که از ارتفاع بتابد بر این پیکرهی تاریک پر از فساد و بسوزاند ریشههای خشک بزه را تا روزی که پاک شود... هست حتی اگر نباشد در دنیا... همین تارک دنیا بودن امروز را نمیبینی؟ تو نه ولی او که از ابتدا تنها بوده در تاریکی میتواند دووام بیاورد... قوام قوس قمر را به عمل آورد از حرف و ققنوس پس ققنوس و سیمرغ پس سمیرغ رسم کرد در آن کدری... امروز سر بچرخانی به هر سو میبینی ردی از حضورش را؛ از سید ثالث تا رپکنهای زیر زیر زیرزمین... خیلی کارها نکرده که کرده خودش را منبع قبض و بسط محور خیال... بگذریم حال دلت چطور است آرتمیس؟



