شورش را در آوردند ولی کسی نیست که بگوید شورش را در نیاورید... هر گفتیم و پشت کوهان گوش انداختند... لالهی گوش خونی سرباز دفاع را سوگند دهیم یا اشک چشم مادر داغدار را؟ سایهها در دل شب گم میشوند... ما سایه نبودیم و سایه خطاب شدیم... به چه سبب این حجم حقیقی از انتزاع را سایه خطاب میکنید؟ بوف کور سلطان پر-لاشز بزند به کمرتان... آخ گفتم کمر... کمرم درد میکند... حتی یک صندلی راحتی هم سهم سهو نبود از این زندگی... هی... هی هی هی... اف بر آنان که حق خوردند... اف بر آنان که حق خوردند... اف بر آنان که حق خوردند...



