دیوانهای چیزی هستم آیا؟ باور کنید این را هم نمیدانم. فقط دارم خودم را بهم میریزم تا بتوانم چیزی خلق کنم و میان ویرانههای روح کرختم چیزی نو بسازم فراتر از درک بشر امروزی و حتی دیروزی که البته اگر بگویم گذشتگان درک نخواهند کرد دروغ است... الآن شاید بگویید این دیوانهی غُل و زنجیر شده به توهماتش چه دارد میگوید. باور بکنید یا نه من خودم هم شاید ندانم چه دارم میگویم. خسته از خودم هستم شاید حتی ولی دارم مینویسم...



