پر سرخ شیطان در خورجین مخفی کرده بودند؛ در وهم خویش روزی یکیشان گفت تو طلسم میکنی؛ من حالم خوب نیست... کافری که سهو را به کیش خود میدید نمیدانست فرزندان علی در مقابل طلسمبندان جز به نادعلی پناه نمیبرند...
پر سرخ شیطان در خورجین مخفی کرده بودند؛ در وهم خویش روزی یکیشان گفت تو طلسم میکنی؛ من حالم خوب نیست... کافری که سهو را به کیش خود میدید نمیدانست فرزندان علی در مقابل طلسمبندان جز به نادعلی پناه نمیبرند...
