چه کسی میداند؟ اهل حقیقت به زبان سکوت اهل باطل را گربهکیر میکنند... این هم یک ایده است؛ آرتمیسیون به این نیز فکر کنند... نکند دو خودی در لباس ناخودی بهدنبال ناخودی میگشتند؟ من باید کارآگاه جنایی میشدم... نکند اصلاً آن که گربهگیر شد هم خودش خودی بود؟ بازی دارد جالب میشود... اما چرا دروغ جعل بست به من؟ عجب داستانی شده... سومی محتمل؛ دومی محتملتر؛ اولی ارجح است... بروید پازل را تکمیل کنید فعلاً... من که خائن نیستم؛ چون اصلاً از شما نبودم؛ اما میان آن دو سه مسئله روی میز است؛ اگر دو سویه نباشد... هذیان هذیان هذیان... هر چه بود دهان من سرویس شد در این شش ماه... اینها را ول کنید؛ آثار را ببینید...























