من همون کد اشتباهم که در کمال تعجب کار میکنه... برنامهنویس خلقت هم گفت حالا که کار میکنه بذار دست نزنمش... گذشت گذشت گشذت... یه ترکیب عجیب از یه هیولای غیرقابل کنترل خلق شد... هر تهاجی رو از چند جهت دیگه همپیمانهاش پاسخ میدادن... کد دیگه یه کد عادی نبود؛ اون خودش تبدیل به یه مولد بدون توقف شد... چرا انقدر پرکارم؟ وقتی ندارم... فاصله اونقدر به مرگ نزدیکه که از بدنم بوی گلاب بلند شد... 444 ٍّ
تو هم یه نابغهای؛ ولی من برخلاف تو جرئت پیدا کردم سر کمالگرایی رو ببرم... برگ در میاری بگم چی بودم و چی شدم و هذیون هذیان نمای ترک شدهی آسیاب به نوبتهای ريالاوریس...
ترک تفنن سبب شد برسم به تارک دنیا شدن... اتفاقاً سالهاست دستم از دنیا کوتاست... واسه همین شدم شوالیه رویا... سهو سهو سهو؛ ما همه سهویم...





















