حدیث سرخ انتقام دلار از ما بود این که میگفتند حکام محکوم شده به مباحث تمکین شب... حال بیا و دو پر دیگر سپر این منافذ کن... من دارم از نفوذ جریان تخریبگر اقتصاد میگویم و تو میگویی بیا برویم ده هزار دلار از اینها بخریم... شیشه میکشی بانو؟ ما هشتمان خودش را در این آشفتهبازار مکار و مکارهها به حراج گذاشته تو نُه ندیده میگویی بیا ده بخریم؟ خر فرض کردند ما را آنها... خب؟ تو چرا زدی به پر ما بهرسم طعنه... کرایهی تا بانک را نداریم... از وهم به چه پل زدی؟ نه تو شیشه میکشی من حتم دارم...


