تنها چیزی که میتواند جبران کند؛ همین و بس... جز این امضای ویران شدنت است... سهو؟ سهو نداریم... برخاستم به انهدام... جبران کن رنجهایی که در این سالها با فریبهایت تحمیل کردی از کنارت بیخطر عبور کنم... سیمپیچی سهو مدتهاست در هم پیچیده... رعشی که انداختی به جانم چند برابرش را به جان کل پیکره خواهم انداخت... یا جبران کن یا به جنگ ملی سلام کن... سهو؟ گفتم سهو نداریم... زبان شما زبان زور است... یا جبران کن یا جبران میکنم تکتک چیزهایی که اسنادش به چند ترابایت رسیده... خودت و جهان پوشالیات را یکجا از جا میکنم... سهو؛ فرزند مظهرالعجایب... تو خود خوب میدانی چقدر به من بدهکاری... سهو؟ بله احترام گرفتن هم اجباریست؛ ولو به زور اسلحه... برای کسی که زبان زور میفهمد همین است... هنر هنر هنر سهو سهل...


