زمستان سرد بیگاز؟ آیا؟ آنها که مطلعند میگویند... همیشه باید باشد چیزی که ما از آن دچار ترس شویم؛ اما خب خیالی نبود اگر فقط من بود مسئله؛ زندهایم حتی برای دیگران... غر نمیزنم ولی تو هم قر نده با رنج ما... آنچه باید باشد و نیست در تکاپوی خیال ما خود خود برخاستن است... ما لش کرده و درازکش روی تخت خیال به آیندهای امیدواریم که شاید هرگز نخواهد آمد...
بزم ویروسها بهاعتبار سرفههای خشک و عطسهها به صلابه کشیده بشر را... حال تو بگو از جامعهی پزشکی... من میگویم اکثرشان بیدانشند... پزشکی سر بلند میکند و میگوید نه که باقی مملکت همه دانشمندند... بد بازار مکارهایست این بازار...


