هر چه میزنند بر پیکر سهو وحشیتر از گذشته برمیخیزد و خشم نیست هر پرده از خیزش سهو... غضب بهرسم خون و خاک کردن خاکریز خصم در محور انتزاع است... اگر زیاد هم هوای خشونت به سرشان بزند ساهون ساکن رگهایشان خواهند شد... حال بروند به اباطیل و اراجیف خود دلخوش باشند که سهو هذیانهای سنگینش را بیهدف هم حواله کند هر جملهاش صدنفر را هدف قرار میدهد... پیشتر بهزعم خود متصور به ایجاد هراس بودند؛ مهر ورزیدم پررو شدند... حال میزنم با تمام ابزارها که شکنجه شوند در پیچ و خم خم ابروی سهو... بیشباد بادهای جن بر چادرهای این پولدارهای فقیر... همه چیز داریم جز پول؛ هیچ ندارند جز پول... خاستگاه لجن را هم که پیشتر گفتم... سیلی خدا سهمگین است... و بترس از ظلم کردن به کسی که جز خدا ندارد یاوری... وکیلش خدا باشد و شما جان سالم به در برید؟ زهی باطل... خیال به شما نمیرسد برای همین حذف نمودم...


