از حملههای سایبری سایبریون دست به کیبورد بگذریم، فعلاً خبر ناخوشایندی نیست... دیوانهای چیزی هستم گویا؛ وبلاگ میزنم؛ در پی گسترش فعالیت سهوم و باز نمیدانم درست است یا نه... موسوی چشمش را درویش کند گاهی به سرم میزند از بلاگیکس بروم؛ باز میگویم نه سهو؛ بنشین سر جایت... نمیدانم خلاصه درگیرم با خودم... البته در مایدات روزی ۵۰۰ پست میگذارم... حال باز هم مهم نیست... هزاران طرح دارم که هنوز منتشر نشده؛ کلی ایده برای ادامه دادن و البته هر از چند شبی نیم نگاهی به پنجره و لعنت کردن شیطان... بوسهای از لب خشک یار که نمیرسد؛ شاید خمیازهی خیال را مصلوب کردم به سنگ واژهها... اروتیکهایم را هم نمیدانم کجا منتشر کنم... فعلاً همین...


