تمامی ایدههایی که از اندیشمندان هر دوره و جغرافیا برای داشتن جامعهی بهتر مکتوب شد، تا حد زیادی تحت سانسور شخصی (خودسانسوری) یا سانسور حاکمیت در اون برهه بود. چون اگه این اتفاق نمیافتاد قطعاً اون اندیشمند اصلاً نمیتونست بیانش کنه و یا حتی ممکن بود کشته بشه. به همین دلیل هم شما نمیتونید بدون شناخت جغرافیا و اتمسفر حاکم بر اون جغرافیا که اندیشمند در اون مکتوب کرده نظریهها و ایدههاش رو به نتیجه درستی در مورد اون ایده و نظریه برسید و بهش باورمند باشید؛ و حتی بدتر اون رو یه نسخه برای جامعهی خودتون بدونید. مثالش همین الان هست؛ من از بحث اندیشمندان عبور میکنم و یه مثال هنری میزنم که برای افراد بیشتری قابل لمس باشه: یه نگاه سرسری بندازید و ببینید چقدر هنرمندان داخل ایران هستند که چیزی رو میگن که فقط ماهایی که توی این مملکت زندگی میکنیم میتونیم درکش کنیم و یا متوجه پیام پنهان پشت کلامش باشیم؟ این در حالی هست که خیلی از افراد داخل ایران هم باز ممکنه دچار کجفهمی بشن و یا اصلاً متوجه پیام پنهان در کلام نشن...
حالا شما تصور کن آنچه کسی مثلا صد سال پیش در اروپا گفته وضعیتش چطور خواهد بود برای یه ایرانی در ایران امروز... واسه همین هم میبینیم که عدهای با خوندن چند کتاب از یه نظریهپرداز خودشون رو صاحبنظر میدونن؛ و فکر میکنن تنها راهحل موجود برای نجات بشریت رو کشف کردن! در حالی که خود اون نظریهپرداز هم منظورش دقیقاً آنچه بهظاهر گفته نبوده...
...