شاید باورتون نشه؛ ولی در متدهای جدید سانسور عدهای وجود دارن که مامورن به عدهای از افرادی که حرفهای تاثیرگذار میزنن و ممکنه این تاثیر منجر به آگاهی عدهای بشه این حس رو القا کنن که سخنانش قابلفهم نیست و یا بگن این حرفها توهم گوینده هست؛ شخص گوینده هم در مورد اول معمولاً اگه تجربه اجتماعی از ارتباط با مردم و نظرشون در مورد حرفاش نداشته باشه دچار شک میشه که نکنه من دارم یهجور حرف میزنم که اینا نمیفهمن واقعاً... در مورد دوم هم که توهم اعلام میکنن دو وجه داره؛ اگر شخص طبق تجربیات عینی و منطقی به نتیجه رسیده که خیلی درصد کمی ممکنه شک کنه به خودش و تقریباً نیروهای سرکوب کلامی رو میتونه شناسایی کنه؛ اما اگه نتیجهگیریش از ادراکات ناملموس هست خیلی احتمال داره که بعد مدتی خودش هم باور کنه توهم زده... البته منظورم از ادراکات ناملموس مکاشفه و عرفان و این چیزای ماورائی نیست؛ منظورم مجموعهای از دیتاها هست که طبق شناخت سیستم و کنار مطالعات علمی قرار دادنش تاییدی بر افکارش هست... البته متدهای نوین سانسور خیلی خیلی پیچیدهتر و گستردهتر از این دو مورده ولی توی این متن فقط دو مورد رو مثال زدم و در آینده جسته و گریخته بازم مینویسم...
...