به گرمای وجود یار راه‌بلد فکر کنم یا چرک چسبیده به دیوار این دخمه‌ها؟ به تمنا فکر کنم یا خیال؟ به سوزش معده از فشار عصبی یا سیگاری که به‌ظاهر قرار است آرامم کند ولی بیشتر باعث آسیب و سوزش زخم‌های درون می‌شود؟ زخم‌های یک پیکره بر پیکر نیمه‌جانم جا مانده و تو تسریع مرگ به دست خویشتن را نمی‌بینی و به‌دنبال سود و زیان میان این هذیان‌ها هستی... چرتکه‌ای بینداز و ببین ماندن کنار این لت و پار پرتوقع می‌صرفد یا نه... قطعاً پاسخ تو حتی اگر آن را بیان نکنی نه است... اما چرا ماندی را نمی‌دانم؛ شاید تو دیوانه‌تر از منی... دستان دعا سوی آسمان به‌منظور طلب خیر برای خلق‌الله و خمیر له‌شده‌ی روح ملتهبم زیر پای این ملاعین مصلوب به قدرت...

📜 متن🏞 تصویر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/655