به‌عمد نه درست عمل می‌کنی نه غلط؛ تو یک ساکن ایستاده در آستانه‌ی دری که نه اجازه می‌دهی کسی داخل شود و نه وارد... پس‌مانده‌ی دویدن‌های کدام شاعر کهن برای زندگی هستی نمی‌دانم؛ فقط می‌دانم این جایی که ایستاده‌ای جای درستی نیست...