حیران و سرگردان گریزان از این ملاعین به رشته‌کوه موهایت پناهنده شدم... باشد که به‌رسم پرندگانِ طماعِ همدست قدرت، قهوه‌ی قجری مهمانم نکنی...  من از صد دام پهن شده میان راه جان سالم به در بردم تا به اینجا رسیدم بانو... کلبه‌ات آباد رعش ثانی از حدیث بی‌کسی...

📜 متن🏞 تصویر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/670