شبتابترین تبدار بیمطبِ امن نور میتاباند به صفحهی مکتوم کهنه میان تکاپوی وهم و خیال در عمق شب تار بیکسی ... هذیان میگویم جانم؛ هذیان...
شبتابترین تبدار بیمطبِ امن نور میتاباند به صفحهی مکتوم کهنه میان تکاپوی وهم و خیال در عمق شب تار بیکسی ... هذیان میگویم جانم؛ هذیان...