جای برف، دانههای طلای معنوی میبارد... سهو هستم؛ همان رعد فرا خوانده شده... راستی؛ من که جانی در بدنم نمانده و به مغزاستخوان دارد میرسد آنچه نباید؛ ولی دست تنومند حق درنهایت گردنِ گردنکلفتهای ظالم را خواهد شکست... بترس از نفرین مظلوم...
جای برف، دانههای طلای معنوی میبارد... سهو هستم؛ همان رعد فرا خوانده شده... راستی؛ من که جانی در بدنم نمانده و به مغزاستخوان دارد میرسد آنچه نباید؛ ولی دست تنومند حق درنهایت گردنِ گردنکلفتهای ظالم را خواهد شکست... بترس از نفرین مظلوم...