آنجایی فرو میریزی که از کسی که انتظار داری بفهمد چه میگویی، همان حرفهایی را بشنوی که از کسانی میشنوی که هیچگاه انتظار نداشتی درکت کنند...
من میدانم خود چه هستم و هدفم چیست؛ حال اگر برداشت به هر سو شود که معمولاً هر کدام از طرفین من را کسی از جریان مخالف میپندارند چیزی اجتنابناپذیر است... چون معلم املا هم ۲۰ درست پیدا نمیکند که ۲۰ بدهد؛ بلکه ۲۰ غلط مییابد که ۰ بدهد... حال در بسیاری از مواقع من از نگاه ارزشی نیروی دشمن جمهوری اسلامی هستم؛ از نگاه مخالف حکومت نیروی حکومت... هیچوقت هم قرار نیست این ماجرا تمام شود... ولی یک چریک فرهنگی از هیچکس دستور نمیپذیرد...
آرتمیس؛ گاروتهها را از کابینت بیرون بیاور و بین چریکهای اروپا تقسیم کن... این فرمان نهایی است... توفیری نیست میان خشنهای جدی و لمپنهای سنگر گرفته پشت دلقکبازی تیکتاکی؛ بگو همه دستها را بو بکشند؛ چنانچه بوی خون میداد صاحب دست را خفه کنید... راستی؛ ترکیه هم جزو اروپاست...



