وسطباز تبدیل به فحش شد که قشر معتدلی که میتوانستند پل ارتباطی باشند حذف شوند و از این دوقطبی بالاترین سطوح قدرت در دو سوی ماجرا بهره ببرند... تمام مردم در حالت عادی قبل از هر اتفاقی معتدل هستند؛ هدف قدرتمندان سودجو کشیدن آزادگان بهسمت خود برای اهداف شخصی است... به محض اینکه شما عضو احزاب و جریانهای سیاسی شوید؛ مجبور خواهید بود از بیان ضعفها و یا بدیهای حزب و جریان خود در کمترین حالت طفره بروید... آنچه یک آزاده را تعریف میکند؛ امر بیطرفی با نگرش پایین آوردن سطح آسیب و تلفات برای بیگناهان است... این همان است که اشاره به هل دادن جلوی گلوله را رسمیت میبخشد...
برای من نیکا و یلدا و سارینا و کیان و حمیدرضا همانقدر آجی نیکا و آجی یلدا و آجی سارینا و داداش کیان و داداش حمیدرضا هستند که تمام بچههای میناب آجی و داداش هستند... این را نمیفهمید؟ دلیلش مشخص است؛ مصلوب به سیاست هستید؛ انتظار دیگری نمیرود...
جهانوطن بودن بد نیست؛ ولی هر کسی خانهای دارد که برایش حریم امن است؛ ایران همان خانه است که جهانوطنهای صرفاً آرمانگرا نمیتوانند درکی از آن داشته باشند... اگر در حد احکام فهم از دین داشتید و به وطن در احکام نماز و روزه رجوع میکردید هم تا حدی میتوانستید بفهمید وطن چیست... ولی خب شما نیز مصلوب به آرمان هستید و انتظاری نمیرود از شما هم...




