آرام بگیر قدرمطلق انتحار؛ آرام بگیر بانوی تشویش؛ آرام بگیر یاور ور رفته با یای منحنی تکرار... رقص در سوگ هم که باشد به‌سهو اتفاق می‌افتد.‌‌.. ما محکومیم به این رقص ابدی در صحنه‌ی بی‌تماشاگر تشویش‌ها...

کارگران به قیمت ارزانی جان آدمی در ایران، مشغول کارند و کارگردان این نمایش شوم پیاله‌پیاله شراب طمع می‌نوشد از حق آنان که در تاریکی ربوده شده... تبخیر حق به تابش نور و گرمای شدید لامپ‌های دروغین صحنه‌ی نمایش که خورشید را بدل می‌زنند اتفاق می‌افتد... شیرمردانی که جان می‌کنند تا لقمه‌نانی حلال بر سر سفره ببرند... اما کارگری و نان در این تورم شکم آفت‌زاده‌ها؟ بیشتر شبیه به جوک می‌ماند قرار گرفتن این دو واژه کنار هم در این شرایط...

با انتشار این مجموعه عملاً تمامی طرح‌های قابل‌انتشار در این وبلاگ که در سال ۱۴۰۴ خلق و منتشر شدن؛ در وبلاگ قرار گرفتن؛ از بین ۱۶۰۰ طرح تقریبا ۱۵۰۰ تا از اون‌ها در وبلاگ قابل مشاهده هست... از این به بعد تمام آثاری که منتشر می‌شه جدید هستند...