سهو

🎺 رکن سبز...

سهو 13 خرداد 20:17
🏕 گیف

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/1038
🏕 گیف

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/1004
🏕 گیف

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/984
🏕 گیف

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/959
سهو - موج زخم خیال

 

میان این گرسنگی آغشته به سیری و یک روز غذا نخوردن و تنش و فکر درگیر و درد و دود و بی‌درمانی مطلق و رعش حاصل از ضعف و ضعف اعصاب و خریداری که یک ایمیل نمی‌تواند بفرستد و شانه‌هایی که درد می‌کنند از بال‌های کنده‌شده و فشار در دو سوی گیج‌گاه و عصبانیتی که از بی‌جانی توان ابراز آن نیست و طلب شیری که در یخچال نیست و کلیه‌های دردمند و دوشات اسپرسو و کوفت و مرض و درد و داروی بی‌اثر؛ موج زخم خیال بر معده‌ای که دائم‌الترش است و درد و درد و درد و سه‌نقطه‌ای که مهمان واژه‌های پیشین می‌شود و تن بیمار و ذهن مخدوش و جهانی که به رعش ساعت از حرکت تحمیل می‌شود و جماعتی که نمایان نیستند ولی امضا می‌کنند به‌منظور لغزیدن هنرمند روی بنزین ریخته شده کف راهش و پوست شیرهایی که کنده شده‌اند و درد تا ابد و ابد تا خدا و خدا تا بنده و اسیر لوپ درد و این بداهه‌نویسی هذیان‌وار و خلق با بدخلقی و رفقایی که حتی بر مزارم نمی‌توانند حاضر شوند و بدخواهانی که خوشحال می‌شوند از مرگم و نیشخند شیطان و دعای ملائک و اشک مادر و این نوشتن که تا بی‌نهایت ممکن است و الست و زندگی و مرگ و برزخ و قیامت و مکتوم ماندن بعدش و ما که نمی‌دانیم که هستیم و گردنه‌ی حیران بی‌کسی در التماس راهزن‌ها و حیف‌نان‌هایی که نفهمیدند من توان آنچه انتظار می‌رود را ندارم و قضاوت بیجایی را که پاسخش با سه سال کارگری بر صورتشان کوبیده شد و شور و شوق مردن در اوج جوانی و حیف که اگر قلم بخواهد واقعاً بچرخد تا عرش سخن دارد... من دیگر خود قوی و کله‌خرم را به یاد نمی‌آورم... اف بر شما؛ اف...

📜 متن🏕 گیف

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/913