بایکوت یک شخص، جریان، اثر و ... می‌تواند سندی بر حق بودن، وجود حقیقت و تاثیرگذاری جدی باشد... اختصاصاً در این نوشتار در مورد هنرمندان سخن می‌گویم... اینکه هنرمندی در ابتدا بایکوت شود و بعد مورد هجمه‌های گسترده توسط رسانه‌ها و اشخاص قرار گیرد؛ نشان‌دهنده این حقیقت می‌تواند باشد که او حق است و از حقیقت سخن می‌گوید... در امتداد این مسئله باید مردم دقیق شوند که چه رسانه‌ها و اشخاصی در این ترور شخصیت دست دارند... بی‌تعارف و بی‌پرده و رک عرض کنم آن‌ها همان‌هایی هستند که دست‌شان با جنایتکاران در یک کاسه است... ترور هویت هنری یک شخص کمتر از ترور و حذف فیزیکی او نیست... نتیجتاً من آنان را تروریست‌های حوزه رسانه خطاب می‌کنم... 

سهو

🫆 ممولن...

سهو 3 ساعت پیش

شبه‌آهنگ معمولاً که در آن عملاً تروریست رپرنما وقاحت را در انتهای شبه‌اثر خود به سرحد کمال می‌رساند و متد هذیان‌نویسی بنده را تماماً دزدیده و در آن اعمال می‌کند؛ نکته‌هایی دارد که شاید لازم باشد در چند بخش به آن پرداخته شود... اولین و مهمترین نکته سه‌خط روی کاور شبه‌آهنگ است که شخصیت پشت میله‌های زندان است که عدد ۱۱۱ را نمایش می‌دهد... عددی که زمانی کد شهر محل تولد مسیح قلابی بود و می‌تواند به زندانی که آن پت*اره برای آن درست کرده است با آتوهایش اشاره داشته باشد... از جنبه دیگر این عدد مرکز ارتباط مردمی نهاد ریاست جمهوری است که در همین شبه‌آهنگ به نام رئیس‌جمهور نیز اشاره کرده است... بدل زدن به تعدیل و خنثی‌سازی مفاهیم پس پرده هم با آن سه‌شخصیت کردن خودش در شبه‌آهنگ اتفاق افتاده... فارغ از تمام این‌ها پیشنهادی برای این جوجه تروریست دارم: حال که خوب می‌دانی کارت تمام است؛ بیا و مردانگی کن و به‌انتهار هم شده هرچه از مسیح قلابی می‌دانی افشا کن...

ارشاد و هدایت فارغ از پذیرفتن ذات ارشاد و هدایت کار روحانیان و اهل فن آن است... چریک فرهنگی در مواردی که لازم باشد با قبض و بسط رسانه‌ای و عملیات‌های روانی تعدیل‌شده حتی ممکن است برای حفظ امنیت و جان نیروی خودی؛ او را تا مرز سکته پیش ببرد... این نه دشمنی که یک بدل از آن چیزی است که ممکن است در ابعادی شدیدتر توسط دشمن باعث ایجاد مشکل و یا حتی آسیب نیروی خودی شود... این متدها چیزی شبیه به انفجارهای کنترل‌شده در کوه‌ها و معادن هستند...